|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
گروهptech2005
زیست شناسی میبد زیست شناسی گناباد رازهای زیست زیست شناسی دانشگاه گیلان گیاه شناسی خانم دکتر وفادار وبلاگ دانشجویان زیست شناسی دانشگاه کرمان زیست پیام زیست شناسی امروز بسیج پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری روان شناسان جوان گروه زیست شناسی یزد آنزیم زیست شناسی سلولی مولکولی گربه ایرانی زیستیکاتور نشریه زیست شناسی آزمایشگاه خون شناسی دانش آموزی روان شناسی علمی نوین در دنیایی کهن :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
دانشجویان زیست شناسی میبد
سيتولوژی
تاريخچه: در سال 1665 ميلادي يك فيزيكدان انگليسي بنام رابرت هوك با استفاده از ميكروسكوپ ابتدايي خود مقاطع نازكي از چوب پنبه را با چاقوي تيزي بريده و مورد مطالعه قرار داد و اتاقك هاي خالي شبيه به شانه كندي عسل را مشاهده نمود كه نام سلول را به آنها اطلاق كرد. در طي50 سال بعد ، مالپيگي و آنتوان ون لوئي فن هوك ياخته ها را در بافتهاي گوناگون گياهان مورد مطالعه قرار دادند. تا سال 1800 ميلادي بدليل نقص ميكروسكوپ ها و روش هاي ناقص برش بافت، پيشرفت اندكي در زمينه مطالعه سلول انجام شد. در سال 1809 ميلادي لامارك زيست شناس مشهور فرانسوي تنوع زيادي را در ياخته ها و بافتها مشاهده نمود و نتيجه گرفت « حياتي وجود ندارد كه اجزاي تشكيل دهنده بدن او از بافتهاي ياخته اي تشكيل نشده ياشد». در سال 1824 ميلادي يك فرانسوي بنام دوتروشه نتيجه گيري لامارك را بدين صورت تعميم داد كه تمام بافتهاي گياهي و جانوري از انواع ياخته ها تشكيل شده اند. ولي هيچ كدام متوجه نشدند كه ياخته مي تواند نظير خود را توليد نموده و بطور مستقل ادامه حيات دهد. از دهه 1950 ميلادي تاكنون توليد و تكامل ميكروسكوپ هاي الكتروني با قدرت تفكيك زياد، باعث شد تا جزئيات بيشتر و دقيق تري از ياخته ها در مقايسه با ميكروسكوپ نوري مشاهده شود. اندازه سلول: بيشتر ياخته هاي گياهي و اكثر ياخته هاي جانوري به قدري كوچك هستند كه با چشم غير مسلح قابل رويت نيستند. ياخته گياهان عالي معمولا داراي طولي بين 10 تا 100 ميكرون مي باشند يعني مي توان تقريبا 30 عدد از آنها را در نوك يك سوزن قرار داد. چون اندازه ياخته ها خيلي كوچك است لذا تعداد آنها در يك موجود بالغ، نجومي است.به عنوان مثال در يك برگ بالغ درخت گلابي حدود 50 ميليون ياخته وجود دارد.با اين حال آيا مي توانيد تصور كنيد كه در يكي از درختان 3 هزار ساله جنگل قرمز كاليفرنيا كه داراي ارتفاعي معادل 90 متر و قطر 4.5 متر است چند ياخته وجود دارد؟ بعضي از ياخته ها قوطي مانند بوده و 6 وجهي مي باشند. ولي بسياري از آنها به شكل هاي مختلفي مشاهده مي شوند كه به محل قرار گيري آنها در بافت و عمل آنها بستگي دارد. ساختمان سلول: بخش زنده سلول كه درون غشا قرار دارد پروتوپلاسم نام دارد كه شامل دو بخش سيتوپلاسم و هسته مي باشد. سيتوپلاسم مايعي است كه اندامك ها در داخل آن غوطه ور هستند. در سلول هاي گياهي علاوه بر غشا، ديواره اسكلتي نيز پروتوپلاسم را احاطه مي كند. ديواره سلولي: علت اصلي استحكام بافت هاي گياهي وجود ديواره محكمي بنام ديواره سلولي يا ديواره اسكلتي است كه خارج غشاء سلولي قرار دارد.در سلول هاي جوان گياهي ابتدا يك تيغه از جنس پكتين در بين دو سلول مجاور شكل مي گيرد و بتدريج شبكه اي از سلولز در دو طرف اين تيغه رسوب مي كند. مولكول هاي سلولز با يكديگر جمع شده و ميكروفيبريل ها را ايجاد مي كنند. ميكروفيبريل ها به نوبه خود با هم تجمع كرده و ماكروفيبريل ها را مي سازند. ماكروفيبريل ها به وسيله پكتين و تركيبات مشابه ديگر در كنار هم قرار گرفته و ديواره سلولي را ايجاد مي كنند. گاهي سلولز در دو مرحله رسوب مي كند بطوريكه ابتدا ديواره اوليه را مي سازد و سپس در مرحله ديگر ديواره ثانويه، درون ديواره اوليه شكل مي گيرد. ضخامت ديواره سلولي بستگي به نوع سلول دارد.سلول هايي كه عمل ذخيره و توليد مواد غذايي را انجام مي دهند معمولا ديواره نازكي دارند.در سلول هاي گياهي شيره ها و مواد محلول مي توانند به سرعت از ميان پل سيتوپلاسمي بنام پلاسمادسماتا عبور نمايند.در واقع پلاسمادسماتارشته هاي باريك پروتوپلاسمي هستند كه سلول هاي مجاور را به يكديگر مرتبط مي سازند. غشاء سلولي: خارجيترين بخش زنده سلول ، غشاء سلول نام دارد كه حدود 8 ميليونيم ميلي متر ضخامت دارد.بعبارت ديگر 12500 عدد از آنها با يكديگر به اندازه ضخامت يك برگ كاغذ معمولي است.نقش اصلي غشاء تنظيم ورود و خروج مواد به درون و بيرون سلول مي باشد. بعلاوه در سلول هاي گياهي ، توليد و نظم سلولز براي ديواره سلولي بر عهده غشاء مي باشد. شواهد بدست آمده در دهه 1970 نشان مي دهد كه غشاء پلاسمايي، مركب از ليپيد هاي موزائيك مانند بوده و پروتئين ها در سراسر آن پخش مي باشند و در سطح خارجي آن، كربوهيدرات ها به پروتئين ها و ليپد ها متصل هستند. غشاء قابل انعطاف بوده و براحتي چروكيده شده و از ديواره سلولي فاصله مي گيرد. ولي با پاره شدن آن سلول به سرعت مي ميرد. ميتوكندري: سيستم توليد انرژي داخل سلولي است كه مولكولهاي آلي طي مراحلي در داخل ميتوكندري ها انرژي خود را آزاد مي سازند كه به آن تنفس سلولي گويند.تعداد ميتوكندري ها در سلول بسيار زياد مي باشد. درازاي آنها بين 1 تا 3 ميكرون و قطر شان حدود 0.5 ميكرون مي باشد بنابراين با ميكروسكوپ نوري به زحمت ديده مي شوند. ميتوكندري ها داراي حركتي ثابت بوده و هنگامي كه سلول به انرژي نياز دارد به صورت گروههاي متراكم ظاهر مي شوند. ميتوكندري ها مي توانند تقسيم شوند و يا با هم تركيب گردند. بوسيله دو واحد غشاي احاطه شده اند، كه غشاي داخلي چين خوردگي حاصل نموده و كريستي نام دارد. كريستي سطح فعاليت آنزيم هاي موجود در ماده زمينه يا ماتريس را افزايش مي دهد. ماتريس محتوي ريبوزوم ، پروتئين،DNA و RNA و چند ماده محلول ديگر است. شبكه اندوپلاسميك: يك سيستم پيچيده مركب از واحدهاي غشايي صفحه مانندي است كه چين خوردگي پيدا كرده و به صورت كانالهايي در سراسر سيتوپلاسم پراكنده مي شوند. مقدار و شكل آن در سلول هاي مختلف ، متفاوت است. در مقطع عرضي به شكل مجموعه اي از غشاهاي موازي ديده مي شوند كه شباهت زيادي به لوله ها يا كيسه هاي دراز و باريكي را پيدا مي كنند. غشا هسته به شبكه اندوپلاسميك متصل است. در بعضي از قسمت هاي اين شبكه ، اجسام ريزي بنام ريبوزوم متصل هستند كه به اين قسمت ها شبكه اندوپلاسميك خشن گويند كه در سنتز وترشح و ذخيره پروتئين ها نقش دارند. بخشي از شبكه اندوپلاسميك كه فاقد ريبوزوم است، شبكه اندوپلاسميك صاف نام دارد كه توليد چربيها را بر عهده دارد. بعلاوه سنتز غشا هاي داخل سلولي نيز بر عهده شبكه اندوپلاسميك است. دستگاه گلژي:گروهي از كيسه هاي پهن و تا حدي گرد هستند كه غالبا توسط لوله هاي منشعبي كه از شبكه اندوپلاسمي منشاء مي گيرند، احاطه شده اند ولي مستقيما به آنها متصل نيستند. سطحي از دستگاه گلژي كه در مجاورت شبكه اندوپلاسميك قرار دارد سطح تشكيل گويند و سطح مقابل آن را سطح تخريب مي نامند. كيسه ها معمولا در گروههاي 3 تا 8 تايي مي باشند.گليكوزيله كردن( اتصال قند) پروتئين ها و چربي ها، توليد چربي و مولكول هاي پيچيده كربوهيدرات بر عهده گلژي است. همچنين اين سيستم محل جمع آوري ، بسته بندي و انتقال محصولات سلولي محسوب مي گردد. دستگاه گلژي با اتصال قند ها به مواد سمي سبب سم زداييDetoxification آنها مي شود. پلاست ها: در سلول هاي گياهي معمولا چندين نوع پلاست وجود داردكه مشخص ترين آنها كلروپلاست نام دارد كه حاوي سبزينه يا كلروفيل است. در گياهان عالي تعداد آنها در هر سلول بين 75 تا 125عدد است ولي امكان دارد تعدادشان بيشتر هم باشد. كلروپلاست داراي قطري در حدود 2 تا 10 ميكرون بوده و همانند ميتوكندري به وسيله دو واحد غشايي احاطه شده است. ماده زمينه يا ماتريس كلروپلاست، استروما نام دارد كه مايعي بي رنگ و حاوي آنزيم ها و يك مولكول DNA حلقوي و دانه هاي نشاسته و چربي و ريبوزوم مي باشد. صفحات دو غشايي بنام تيلاكوئيد ها از غشا داخلي كلروپلاست ها منشعب مي شوند كه روي هم تجمع كرده و واحدهايي بنام گرانوم را مي سازند كه در استروما غوطه ورند. غشا تيلاكوئيد ها حاوي كلروفيل و ساير رنگدانه هاست و اولين مرحله فتوسنتز( مرحله نوري) در آنها انجام مي شود. در فتوسنتز گياهان سبز ، آب و دي اكسيد كربن به كمك انرژي خورشيد به مواد غذايي ساده تبديل مي شوند. نوع ديگر پلاست كه در سلول هاي بعضي از گياهان نظير گوجه فرنگي و فلفل قرمز يافت مي شود كروموپلاست نام دارد كه در نتيجه ازبين رفتن كلروفيل در كلروپلاست ها ايجاد مي شوند و بواسطه داشتن رنگدانه هاي كاروتنوئيد به رنگ هاي زرد، نارنجي و قرمز مشاهده مي گردند. لوكوپلاست ها سومين نوع پلاست در گياهان عالي است كه بي رنگ است و شامل دو نوع آميلوپلاست و اولئوپلاست بوده كه بترتيب سنتز نشاسته و چربي را بر عهده دارند.چنانچه بعضي از لوكوپلاست ها در معرض نور قرار گيرند به كلروپلاست تبديل مي شوند و بر عكس. تمامي پلاستها از اندامك هاي كوچك با رنگ سبز كمرنگ و تقريبا شبيه ميتوكندري بنام پيش پلاست حاصل مي شوند.پيش پلاستها از پلاستها ساده تر بوده و تيلاكوئيد هاي كمي دارند كه بصورت گرانول مرتب نشده اند. پيش پلاست ها معمولا تقسيم مي شوند ودر سلول پخش مي گردند. هنگامي كه سلول هاي جوان تقسيم مي شوند هر سلول سهم يكساني از پيش پلاستها مي برند. پلاستها همچنين ممكن است از تقسيم پلاستهاي بالغ حاصل شوند. واكوئل: 90 درصد حجم يك سلول بالغ گياهي ممكن است به وسيلع يك يا دو واكوئل درشت اشغال شود. واكوئل ها توسط غشاهاي واكوئلي بنام تونوپلاست احاطه شده اند كه از نظر ساختمان و عمل مشابه غشاي سلولي هستند. واكوئل مملو از مايعي بنام شيره واكوئلي است كه معمولا كمي اسيدي بوده و در نگاهداري فشار داخلي سلول نقش دارند. شيره واكوئلي حاوي تركيبات محلولي مانند، نمكها، قندها، اسيد هاي آلي و مقادير كمي پروتئين و همچنين رنگدانه محلول در آب آنتوسيانين مي باشد. آنتوسيانين ها باعث رنگهاي قرمز_آبي و ارغواني گلها، و گاهي رنگ قرمز برگهامي شوند. آنتوسيانين ها در نتيجه دماي پايين در فصل پاييز به مقدار زيادي متراكم مي شوند ولي نبايد با رنگهاي قرمز، نارنجي رنگدانه هاي كارتنوئيد درون كروموپلاست ها اشتباه شوند.چون رنگدانه هاي كارتنوئيد در آب محلول نيستند. در سلول هاي جوان واكوئل ها كوچك و متعدد هستند ولي بتدرج با بلوغ و تمايز سلول، رشد كرده و به هم متصل مي شوند و واكوئل مركزي را ايجاد مي كنند. واكوئل علاوه بر انتقال مواد در سلول، در انهدام و تجزيه برخي اندامكها نظير ميتوكندري ها و پلاست ها نقش دارند. هسته: مركز كنترل سلول است. توسط دو واحد غشايي بنام غلاف هسته احاطه ميشود. و حدود يك سوم سطح آن را منافذي كه از لحاظ ساختماني پيچيده هستند اشغال ميكند. درون هسته مايعي بنام نوكلئوپلاسم وجود دارد كه از جهت فقدان ريبوزوم با سيتوپلاسم اختلاف دارد. بعلاوه نوكلئوپلاسم حاوي يك يا چند هستك است كه فاقد غشا بوده و از جنس پروتئين مي باشد و در سنتز RNA ريبوزومي نقش دارد. ماده ژنتيكي درون هسته كروماتين نام دارد كه با ميكروسكوپ معمولي قابل رويت نيست مگر آنكه با روش هاي معيني رنگ آميزي گردد. درحين تقسيم سلولي ، كروماتين كوتاهتر و ضخيم تر شده و در اين حالت به آن كروموزوم اطلاق مي شود. كروماتين از پروتئين و DNA ساخته شده است.هر گونه اي از گياه يا جانور تعداد ثابتي كروموزوم دارد. تعداد كروموزوم ها ارتباطي با پيچيدگي و اندازه موجود زنده ندارد. به عنوان مثال، هر سلول تربچه 18 كروموزوم در هسته دارد در حالي كه هر سلول سرخس مارزبان بيش از هزار كروموزوم دارد. چرخه سلولي: هنگامي كه سلول ها تقسيم مي شوند ازيك سري مراحل شناخته شده بنام چرخه يا سيكل سلولي عبور ميكنند. سيكل سلولي شامل دو قسمت مشخص انترفاز و ميتوز مي باشد كه ميتوز خود 4 مرحله است. مدت زماني چرخه سلولي بستگي به نوع موجود زنده ، نوع ياخته، دما و ديگر عوامل محيطي دارد. در اغلب موارد انترفاز ممكن است 90 درصد چرخه سلولي را اشغال نمايد. انترفاز: سلول هاي زنده اي كه در حال تقسيم نيستند گفته مي شود در انترفاز قرار دارند. كروموزوم ها در مرحله توسط ميكروسكوپ نوري قابل رويت نيستند. در انترفاز سه دوره فعاليت متوالي صورت مي گيرد. بدين ترتيب كه بلافاصله پس از تقسيم هسته يك دوره نسبتا طولاني G1 شروع مي شود. در مرحله G1 موادي كه مرحلهS را تحريك يا مهار مي كنند توليد مي شود. در مرحله S پديده همانندسازي انجام مي شود.مرحله نهايي انترفاز G2 مي باشد كه شامل تقسيم ميتوكندري ها و ديگر اندامك ها و ساختن مواد و ساختارهايي نظير ميكروتوبول ها ست كه مستقيما با ميتوز در ارتباط هستند. پيچ خوردن و انقباض كروموزوم ها در اين مرحله آغاز مي شود.
شبیه سازی رویانا با آزمایشهای مولکولی تایید شد
رئیس پژوهشکده رویان جهاد دانشگاهی اعلام کرد نتایج آزمایشات مولکولی انجام شده بر روی رویانا(دومین گوسفند شبیه سازی شده تولید شده در این( پژوهشکده) صحت شبیه سازی انجام شده را نشان می دهد. دکتر گورابی در گفت و گو با ایسنا وضعیت بره شبیه سازی شده در حال حاضر بسیار مناسب ارزیابی و ابراز امیدواری کرد که وضعیت رویانا به نحوی باشد که به سلامت رشد کند و بتوان تحقیقات و بررسی های مختلف را بر روی آن انجام داد. وی تصریح کرد نتایج آزمایشات مولکولی حاکی از آن است که رویانا با گوسفندی که سلول بالغ از آن گرفته و از آن شبیه سازی شده بود به لحاظ مولکولی شباهت کامل دارند و کولنینگ(شبیه سازی)به صورت صددرصد انجام شده و هیچ تردید علمی درتکنیک استفاده شده وارد نیست. دکتر گورابی در عین حال خاطر نشان کرد این آزمایشها در حالی انجام شده که ما مطمئن بودیم گوسفندی را که برای انتقال جنین تهیه کرده بودیم(مادر رویانا)تا دو ماه قبل از این که جنین به آن منتقل شود حامله نبوده و در این مدت هم گوسفند نری در مجاورت آن نبوده است ولی به لحاظ مولکولی باید برابر استانداردهای جهانی آن را آزمایش می کردیم که همانندی مولکولی کامل رویانا با گوسفند نر اصلی تایید شود.
شاخه بند پایان((Arthropoda))
شاخه بند پایان یکی از موفقترین شاخه های جانوری بوده ونسبت به سایر شاخه ها از تعدد و تنوع بیشتری برخوردار می باشند. تا کنون حدود 900000هزار گونه از بند پایان مورد شناسایی قرار گرفته است که سخت پوستان 35000گونه- عنکبوتیان70000گونه- هزارپایان11000گونه و بالاخره حشرات بیش از 800000گونه را به خود اختصاص داده اند.
اختصاصات
1- شاخه بندپایان شامل گونه های دریازی . خشکزی و ساکن آب شیرین است. 2- ((تریپلوبلاستیک))(سه لایه آندودرم. مزودرم و اکتودرم در این گروه شکل گرفته اند) هستند. 3- بدن به قطعاتی تقسیم شده و قطعات جلویی سر را تشکیل می دهند. 4- دارای زواید مفصلی و جفت و حداقل دارای یک جفت آرواره می باشند. 5- واجد یک اسکلت خارجی کیتینی (کوتیکول)هستند. 6- اندام های داخلی بسیار رشد کرده اند. 7- لوله گوارش کامل بوده و از دهان تا مخرج امتداد یافته است. 8- بند پایان فاقد مژه می باشند وآنها را فقط در اندام های حسی می توان یافت. 9- جنس ها معمولا از یکدیگر جدا می باشند. ساختمان بدن اسکلت خارجی
در بندپایان اسکلت خارجی سطح خارجی بدن و اندام های حرکتی را می -پوشاند اما وجود این پوشش موجب محدود شدن در حرکت جانور نمی شود. با این وجود از آنجایی که مانعی برای رشد محسوب می شود به هنگام رشد با پوست اندازی تعویض میگردد. جلد متشکل از سه لایه کوتیکول- اپیدرم که خود ترشح کننده کوتیکول است و بالاخره یک لایه قاعدهای می -باشد. کوتیکول خود مرکب از سه لایه اپیکوتیکول- اگزوکوتیکول و آندوکوتیکول است که اپیکوتیکول از جنس پروتئین مومها و ترکیبات چربی بوده و در خارجی ترین سطح واقع شده است. در زیر این لایه اگزوکوتیکول قرار گرفته که غالبا واجد رنگدانه می- باشد و داخلیترین لایه آندوکوتیکول است. اگزوکوتیکول ضخامت یافته و صفحات استخوانی تحت عنوان ((اسکلریت)) را به وجود می اورد.آندوکوتیکول لایه ای پیوسته بوده و ضخامت ان در نواحی مفاصل کمتر می شود. این لایه به عنوان غشایی قابل انعطاف در بین اسکلریتها عمل می نمایند. ترکیبات قوی موجود در کوتیکول بندپایان تا حد زیادی از اتلاف آب بدن جلوگیری می نمایند. سطوح داخلی پروکتودئوم و استومادئوم لوله گوارشی قدامی و خلفی غدد و مجاری انها و سیستم تراشه ای نیز توسط کوتیکول پوشیده شده اند که در هنگام پوست اندازی در نواحی مزبور نیز پوست اندازی صورت می -گیرد. عضلات
اکثر بندپایان دارای اندازه کوچکی هستند. از این رو عضله از تعداد کمی فیبر عضلانی به وجود آمده است. دستگاه عصبی نیز دارای تعداد محدودی نورون است. هر آکسون چندین فیبر عضلانی را عصب دار نموده و ممکن است تحریکات دریافت شده توسط چندین نوع آکسون مختلف توسط یک فیبر عضلانی دریافت شود. بنابراین سرعت و قدرت انقباضی عضلات بندپایان خیلی بیشتر از جانوران دیگر می باشد. مغز
مغز در بندپایان تمایز یافته بوده و نظیر پرتاران از مغز قدیمی یا(آرشی- سربروم) به وجود امده است. در تک زایده ای ها و سخت پوستان(کروتاسه)آرشی سربروم یچیده بوده ودو قسمت مغز اولیه یا (پروتوسربروم)و مغز ثانویه یا (دوتوسربروم)تقسیم شده است که مغز اولیه در ارتباط با اعصاب بینایی بوده و مغز ثانویه با اعصاب شاخکی مرتبط می باشد.سومین قسمت مغز (تریتوسربروم) نامیده می شود و در سخت پمستان دومین جفت شاخک ها را عصب دار می کند. کلیسرداران یا (کلسیریفورم ها) فاقد مغز ثانویه هستند. پوست اندازی
در جریان پوست اندازی اسکلت خارجی قبلی از بین رفته و اسکلتی بزرگتر جایگزین آن می گردد که تدریجا سخت می شود. فرایند پوست اندازی یا (مولتینگ)را (اکدیزیس) نیز می نامند و فاصله بین هر مرحله دگردیسی تحت عنوان اینستار نامیده شده است. دگردیسی در بندپایان خود شامل 4 مرحله است که عبارتند از مرحله پیش دگردیسی- دگردیسی- پس دگردیسی و بین دگردیسی. در مرحله پیش دگردیسی فیزیولوژی تمام قسمتهای بدن دستخوش تغییر می گردد. ذخایر گلیکوژن ساخته می شوند. بعضی از سخت پوستان مواد معدنی اسکلت قدیمی خود را مجددا جذب نموده و ذخیره نموده و ذخیره می کنند که این به سخت شدن اسکلت جدید کمک می کند. اپیدرم آنزیمی را ترشح می کند که که موجب سخت شدن کوتیکول در قسمت های قاعده ای آن می گردد. آنزیم دگردیسی بر روی اپیکوتیکول بی تاثیر است و کوتیکول جدید در زیر این لایه تشکیل می گردد. در پایان مرحله پیش دگردیسی در کوتیکول قدیمی شکافی ایجادد می گردد و به موازات آن قسمت های نرم بدن افزایش حجم پیدا می کنند. پوست اندازی از نظر فیزیولوژیکی فرایند پیچیده ای است و نیازمند کنترل فیزیولوژیک می باشد. در حشرات و سخت پوستان ده پا(دکاپودا)این عمل تحت کنترل هورمونی است و احتمال می رود که این عمل در سایر بند -پایان تحت مکانیسمهای مختلفی صورت گیرد. نمو
نمو سلول تخم حشرات به دلیل پر زرده بودن بسیار جالب است. در معدودی از بند پایان تخم کوچک و تسهیم کامل می باشد و در برخی دیگر آثار تسهیم مارپیچی به چشم می خورد. در جریان تسهیم سلول تخم مکررا تقسیم شده و تشکیل تعدادی سلول که در توده زردهای قرار گرفته اند را می دهد.آرایش این سلول ها به صورت سطحی بوده و حاصل آن تشکیل یک ((بلاستودرم)) می باشد. سپس یک سری از سلول های مرکزی توده زرده ای عقب نشینی کرده و نهایتا فرم ((سلوبلاستولا))به وجود می آید. مراحل بعدی نمو در گروهای مختلف اندکی متفاوت می باشد .
گلسنگهاlichen))
گلسنگها محصول وابستگی و همزیستی برخی قارچها با برخی جلبکها یا سیانوباکترها هستنند.حدود 13500گونه گلسنگ وجود دارد.از انجا یی که گلسنگها ارتباط دو موجود زنده اندو نه یک موجود واحدبنابراین به عنوان یک گونه واقعی مورد توجه قرار نگرفته اند. قارچهای شرکت کننده در گلسنگها بیشتر از اسکومیست ها و جلبکهای موجود در انها بیشتر از نوع جلبکهای سبز هستند,با این وجود سیانو باکتر ها نیز فراوان هستندودر واقع می توان گفت گلسنگها حاصل ارتباط همزیستی بین قارچ و جلبک هستند که در این ارتباط هر دو موجود سود می برند:قارچها قندها,تیامیو بیوتین را از جلبک یا سیانوباکتر ها دریافت می کندو در مقابل جلبک به وسیله قارچ از خشک شدن محافظت می شود.
پیکر گلسنگها
پیکر گلسنگها از چند لایه تشکیل شده است :یک لایه نازک سخت فوقانی از ریسه های قارچ,لایه جلبکی که بیشتر از سلولهای جلبک و یا سیانو باکتر ساخته می شودو پایین ترین و ضخیم ترین لایه ,از ریسه های قارچی که به طور سستی مجتمع شده اند ساخته شده است.این لایه ممکن است0.5mmضخامت داشته باشدو در انباشتن اب و حفظ رطوبت نقشی اساسی ایفا کند.گلسنگها,واقعا اشکال تخصیص یافته ای از زندگی انگلی هستند زیرا در این رابطه ممکن است جلبک اصلا سودی نبرد زیرا قارچ بسیار سریعتر رشد می کند.شواهد مفصلی وجود دارد که قارچها با متابولیسم دیواره جلبک و یا سیانو باکتر ها مقابله می کنند به طوریکه قندها ترشح شده اما پلیمریزه شدن قندها متوقف می شود.گلسنگها بسیار بادوام هستند احتمالا به این دلیل که می توانند به سرعت خشک شوند و به یک حالت مقاوم و یا دوره کمون وارد شوند.اما با کمی رطوبت مانند شبنم صبحگاهی ,گلسنگها سریعا ابدار شده و فتوسنتز و رشد از سر گرفته می شود.بسیاری از نظر متابولیکی فقط یک ساعت و یا کمتر در روز فعال هستند اما همین زمان کوتاه هم کافیست .اما بیشتر این گروه بر روی سنگهای برهنه در بیابانها و در قطب جنوب رشد می کنند بنابر این انها باید در جذب مواد غذایی بسیار فعال باشند به طوری که گاهی مواد الوده کننده سمی را فورا جذب کرده و می میرند.اگر چه یک گلسنگ حاصل ارتباط دو موجود زنده است اما کاملا شبیه یک فرد عمل میکنند .تولید مثل انها از طریق قطعه قطعه شدن و یا بوسیله تولید سوریدی است.سوریدی رشته های نازکی هستند که توده سبکی را ایجاد می کنند تابه راحتی توسط اب ,باد و یا جانوران کوچک پراکنده شوند.این روش در حیطه تولید مثلی غیر جنسی صورت می گیرد در صورتی که در تولید مثل جنسی گلسنگها شبیه قارچهای اسکومیست عمل کرده و تولید اسکوکارپ می کنند. |